مرج کجاست ؟
دهستانی با چلچله های هزار هزار آواز ناشناخته ؟
یا قلعه بانی محصور در رد پای تاریخی ششدانگ دلسوخته ؟
سنگفرش محرومیت ، طنین موسیقی که هرگز بالاتر از پرده تردید نمی رود
و دسته دسته سادگیهایی که قربانی شده اند
در فواصل روزها و سالها
و گله های خسته از ترنم چوپانی بی امید
تنها مانده در سرزمینی کهنه
چرا را نمی دانند ؟
عجب بکر کوههای سر به فلک کشیده
و قلعه ای غبار گرفته در رکاب خاطرات محو شده
و ......نگاهی منتظر ، منتظر
دستی برآمد
تا تو را به شناساند
و اذن نوازش گونه های سوخته ات
نرم نرمک
و حلقه های گمشده ی غرورت را
به تصنیف آرد
ای فاتح رسالت سرزمینی فراموش شده
سلام
دهستانی با چلچله های هزار هزار آواز ناشناخته ؟
یا قلعه بانی محصور در رد پای تاریخی ششدانگ دلسوخته ؟
سنگفرش محرومیت ، طنین موسیقی که هرگز بالاتر از پرده تردید نمی رود
و دسته دسته سادگیهایی که قربانی شده اند
در فواصل روزها و سالها
و گله های خسته از ترنم چوپانی بی امید
تنها مانده در سرزمینی کهنه
چرا را نمی دانند ؟
عجب بکر کوههای سر به فلک کشیده
و قلعه ای غبار گرفته در رکاب خاطرات محو شده
و ......نگاهی منتظر ، منتظر
دستی برآمد
تا تو را به شناساند
و اذن نوازش گونه های سوخته ات
نرم نرمک
و حلقه های گمشده ی غرورت را
به تصنیف آرد
ای فاتح رسالت سرزمینی فراموش شده
سلام
+ نوشته شده در دوشنبه 14 آذر1384ساعت 13:32  توسط داوود فاتحی مرج (حسن حاجی محمدرمضان)
|
